روزنوشته های بهروز ایمانی‌ مهر

#نوشتن_را_دوست_دارم
روزنوشته های بهروز ایمانی‌ مهر
:: می‌نویسم نه از آن رو که حرفی برای گفتن دارم؛ بلکه به این خاطر:
"که بیشتر فکر کنم".
"که بهتر و درست‌تر و دقیق‌تر فکر کنم".
" که بیشتر کتاب بخوانم".
" که دایره ندانستنی‌ها و نفهمیدنی‌هایم روز به روز وسیع‌تر شود".
"که ...".

آخرین نوشته‌ها

آرشیو ماهانه نوشته‌ها

آخرین نظرات

پیوندها | * دوستان متممی‌ام

   چند روز پیش وقتی داشتم کتاب "هفت عادت مردمان موثر(1) نوشته آقای "کاوی(2) را مرور می‌کردم، جمله زیر، به شدت مرا به فکر فرو برد:

به نظرم جدای از مصداق‌هایی نظیر وضع کشور و سایر بحث‌های کلان اینچنینی - که در سطح دانش و فهم من نمی‌باشد - می‌توان به این جمله به عنوان یکی از استراتژی های فردی در زندگی نیز نگاه کرد.

قبلاً به دلیل علاقه زیادی که به کارآفرینی داشتم، هر وقت که به تشکیل تیم فکر می‌کردم، تصورم بر این بود که همه چیز را باید خودم  به تنهایی یاد بگیرم و اگر دیگر خیلی واجب شد با فرد دیگری شریک شوم. شاید چون فکر می‌کردم با هرچه کوچکتر کردن تیم ریسک‌هایی نظیر "لو رفتن ایده" (!) کاهش خواهد یافت و از طرفی سودی که هر فرد ازآن خود خواهد کرد، افزایش می‌یابد. 

امّا حالا اسیفن کاوی می‌گوید:

وابستگی متقابل، به مراتب ارزشمند‌تر از استقلال است.

می‌دانم می‌توان مثال هایی را یافت که بگوییم همیشه اینگونه نیست. قبول. ولی حرفم این است که می‌توان به این جمله به عنوان یک استراتژی قابل دفاع در مقابل استراتژی های دیگر، به خصوص در زمان شراکت، نگاه کرد.

الان دارم فکر می‌کنم، در کنار استراتژی های استقلال و وابستگی متقابل، آیا استراتژی وابستگی را همیشه باید مردود دانست؟ یا در مواقعی بهتر است این گزینه را انتخاب کنیم؟ فعلاً که نتوانستم مثال یا مصداقی برای آن بیابم.

......................

(1) The 7 Habits of Highly Effective People

(2) Stephen Covey

چهارشنبه, ۸ دی ۹۵

دیدگاه‌ها  (۲)

فکر می کنم اگه تئوری مزیت نسبی ریکاردو رو بخونی این موضوعی که بالا گفتی برات جالب تر هم حتی بشه
وابستگی متقابل طبق تئوری مزیت نسبی باعث رفاه بیشتر برای طرفین و از طرفی بالا رفتن نرخ تولید جهانی به صورت کلی میشه
پاسخ:
ممنون حسین جان. حتماً این موردی که اشاره کردی رو مطالعه می‌کنم.
۰۸ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۵ علی کریمی
بهروز جان یکم بی ربط به موضوع نوشته ات است ولی جمله که گفتی: ریسکی نظیر "لو رفتن ایده" به نظرم همیشه نباید نگاه منفی به مساله اشتراک گذاری ایده ها و کلا اطلاعاتمان به دیگران باشیم چون اگر کل کسب و کار ما با سرقت ایده یا اختراعمان از بین برود بهتر است که از بین برود باید آنچنان مزیت رقابتی ما دور از دسترس باشد که دیگران حتی با دانستن آن هم نتوانند به آن در کوتاه مدت برسد.
من هم زمانی یک ایده پیدا کرده بودم و می ترسیدم که اطلاعاتی از آن به بیرون درز کند ولی الان که نگاه می کنم حساسیت بیش از اندازه بوده.
پاسخ:
علی جان. کاملاً با حرف شما موافقم. این چیزی بود که در گذشته فکر می‌کردم، امّا امروز مثل شما فکر می‌کنم "اگر بقای کسب و کارمان تنها وابسته به ایده باشد، همان بهتر که از بین برود."

ارسال دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">